یک دختر خل گزارش می دهد!

گشتم نبود،نگرد نیست!

رفتم سر دفتر خاطرات یازده سالگیم.

می بینم صفحه ی اولش رو با این جمله ها شروع کردم:

سال ِ یک هزار و سیصد و ...

«خاطرات سه ماه تعطیلی..»

.

دلم یک دوست می خواهد که خیلی مهربان باشد

دلش، مانند آیینه..به رنگ آسمان باشد!

+ امضاء

   + خانوم x ; ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()