یک دختر خل گزارش می دهد!

وقتی خانم معاون حرفهایمان را شنید!!

سوم دبیرستان بودم.

امتحان فلسفه رو که دادیم.

من و "میم" و "نون" و "سین" از مدرسه زدیم بیرون!!

همین جور تو حال و هوای خودمون بودیم.

که یه دفعه ای "نون" گفت :دیدین "نون" و "طا" و دو سه تای دیگه داشتند تقلب می کردند.

گفتن همین جمله کافی بود..تا خانم معاون که داشت از پشت سرمون میومد قدم هاش رو تندتر کنه و بگه : به بچه های دیگه هم میگین .. دوباره واسه فلسفه بخونند!!

x : استرس...

البته واسه من زیاد هم بد نشد.

چون اون جوری 19 می شدم. ولی تو امتحان دومی 20 گرفتم!!!یول 

   + خانوم x ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()