کتاب نوشت

از نظر من کتاب ها مزه دارند !

چون بعد از اینکه بعضی از کتابها را که میخوانمشان میگویم : اممممم . خوشمزه بود !

و یا بعضی کتابها هم هستند که مدلشان اینجوری است که تو را به دنیای اسرار آمیز و ناشناخته ای می برند که دلت میخواهد همانجا بمانی . و برنگردی به دنیای واقعی !

و یا بعضی کتابها هم مثل کتاب تعبیر خواب زیگموند فروید هستند که تو را به دالان تاریکی فرو می برند . هم دلت میخواهد از این دالان زودتر بیرون بیایی . هم دلت میخواهد همانجا بمانی تا ببینی ته ش به کجا می رسد . به کجا می روی . الان من تو اون دالانه ام . هی دلم میخواهد بگذارمش کنار . و یه کتاب دیگه دست بگیرم . اما از یه طرفی هم میخوام تند تند بخونم و به اون نظریه های جنجالی ش برسم . اینکه همه چی رو حتی خواب ها رو به پایین تنه ی آدم ربط میده . مثلا بعضی اشیاء بسته به طول و عرضشون رو اگه تو خواب ببینی نشانه ی آلت تناسلی زن یا مَرده ! :| البته خیلی زوده حرف زدن در این مورد باید تا ته ش خواند . باید تا تهِ این دالانه رفت ! که ببینی به کجا می رسه و به کجا ختم میشه ... آیا ؟!

/ 2 نظر / 31 بازدید
رضا

عجب تا حالا از این دید نگاه نکرده بودم

m

[چشمک]