خواب نوشت

از بس فیلمای ترسناک هالیوودی نگاه کردم . خوابام هم اون سبکی شدند ! خواب ِ دی شب هم یه چی تو مایه های فیلم "ارّه" ِ جیمز ون و ایضاً فیلم "کلاغ" ِ بارات نالوری بود !

خواب می دیدم تو یه سردخونه هستم ! و پیش مُرده ها ! فضا سنگین بود . طوری که وجود ارواح رو حس می کردم . بعد چند تا زن اومدند . مشغول شست و شو شدند . شست و شوی در و دیوار و دستشویی ! (دستشویی در سردخانه ! شایدم باشه !!!)

بعد یکی از اون زنا که مشغول تمیز کردن اونجا بود . یه دفعه ای قیافه ش تبدیل شد به همین شخصیت تو فیلم کلاغ ! البته ترسناک تر ! بعد این شروع کرد به دنبال کردن من ! این بدوئو . و من بدو ! نمی دونم چی شد یه دفعه ای سر از خونه خاله بزرگه درآووردم . ... هاج و واج درب رو بستم و فکر کردم دیگه از دستش راحت شدم . نگو تا پشت درب اومده و داره از پشت شیشه واسه م شکلک هیولایی (از این شکلکا که میخوای یکیو بترسونی بعد دستاتو چنگول می کنی و صدا از خودت درمیاری . از اون مدلیا) در میاره !  بعد تو همین حین یه دفعه ای اون یکی خاله ؛ آش به دست وارد شد . منم که می میرم برای آش  ِ پر سیر داغ و پر پیاز داغ و پر کشک ! مشغول خوردن آش شدم . هیولا و سردخونه و ارواح رو هم فراموش کردم !!

/ 2 نظر / 10 بازدید