اینجایی که منم ...

کنار خیابون ایستاده بودم.یه ماشین شاسی بلند که یه پیرمرد راننده ش بود.با کله ی مبارک اشاره میکرد که بیا سوار شو.اول فکر کردم دارم اشتباه می کنم .اما دقت که کردم دیدم دوباره کله رو تکون میده که بیا سوار شو.میدونی اون روز حتی رژلب هم نزده بودم.و مثل همیشه حجابم کامل بود و فقط عینک آفتابی زده بودم. و چیزی که فکر منو به خودش مشغول کرده و باعث شد اینو بنویسم.این بود که من جرات نکردم همچین ماجرایی رو برای خونوادم تعریف کنم.چون سریع بر میگردن میگن.چون رژلبت پررنگ بوده.و وقتی بگم اتفاقا اون روز رژ نزده بودم چون روزه بودم.اونا برمیگردن میگن.چون عینک زدی به چشمات!!!

و بله این وسط من مقصر شناخته میشم.پیرمرد هوسباز نه!چند سال پیش تو سایت رجا نیوز میخوندم.تجاوز تو مصر زیاد شده بوده.و تقصیر رو انداخته بودن گردن زنان مصری.زنان مصری هم تظاهرات کرده بودن و رو پلاکاردهاشون نوشته بودن:به من نگویید چه بپوشم.به آنها بگویید تجاوز نکنند!!

/ 11 نظر / 173 بازدید
نمایش نظرات قبلی
rezvanesabz

من با ظاهری ساده میام بیرون و خانواده م بهم اعتماد دارند. اما هیچ وقت آزارهای جنسی رو که باهاشون مواجه میشم به خانواده نمیگم. یه جور حیا و نجابت باشه شاید.

nava94

آدم دیگه نمیدونه باس چکار کنه!

nava94

من نمیگم چون میدونم این منم که سرزنش میشم.:(

luiie

به انها بگویید تجاوز نکنند..

luiie

به نظرم همه زنها تجربه های اینچنینی حتی کوچولوش رو دارن..

nava94

آره.هیچ فرقی هم نداره با حجاب باشی یا بدحجاب.

rezvanesabz

فرق که می کنه حتما اما امنیت دو بخش داره که مکمل همند: 1. چشم پوشیدن 2. پوشاندن بدن. چشم های بی باک و بی پروا، امنیت هر کسی رو می تونه تهدید بکنه حتی امنیت مردها را.

nava94

منظورت رو از چشمای بی باک و بی پروا متوجه نشدم

veyafzood

جدیدا ملت هار شدن.و براشون مهم نیست طرف چی پوشیده باشه و چی مالیده باشه به سر و صورتش...