اندر فیلم های اعصاب خرد کن ...

هر چند با خودم عهد بسته بودم که دیگه فیلم ایرانی نخرم . اما خُب ! آدم نمی شوم گویا . نه یکی بل سه تا فیلم گرفتم . فیلمسازی تو ایران شکل مضحک و اعصاب خرد کنی به خودش گرفته ! و کارگردان ها فکر می کنند هر چی فیلمشون بیشتر رو اعصاب ملت تک چرخ بزنه . اون فیلم روشنفکرانه تر و خاص تره !!

فیلم آشنایی با لیلا رو که گذاشتم تو دستگاه . همین که شروع شد و اسم عباس کیارستمی رو به عنوان نویسنده فیلم دیدم . گفتم : واااای معلوم شد با چه فیلم اعصاب خرد کنی طرفم ! و حیف پول و وقت و از همه مهم تر اعصابم !

چند سال پیش تو روزنامه کیهان می خوندم که عباس کیارستمی فیلمش در یکی از کشورهای اروپایی اکران شده بود . بعد یکی از تماشاچیان به نشانه ی اعتراض طنابی رو به دور گردنش انداخته (اگه اشتباه نکنم) . که یعنی این چه فیلمی است و تازه می فهمم منظور اون تماشاچی اروپایی از این حرکت چه بوده ؟!

چند وقت پیش هم تو ایران وقتی یکی از فیلمای عباس کیارستمی اکران شده بود . یکی از تماشاچیان شیشه ی اون سینما رو آوورده پایین . گویا بعد از گذشت چند دقیقه ، از این فیلم خوشش نیامده و پولشو می خواسته ! و لابد اونا هم پولشو نمی دادند که اونم شیشه رو آوورده پایین . واقعا اعصاب پولادین میخواهد دیدن اینجور فیلم ها !

 بی ربط نوشت : خودم از فیلم "رُخ دیوانه" خیلی خوشم آمده بود . سبک جالبی داشت . اما بعضی اوقات این منتقدان به نکاتی توجه می کنند . که وقتی می خوانیشان . پیش خودت میگی . راست میگه هااا . چرا من بی توجه بودم ؟ . مثلا نقد آرش فهیم به این فیلم خیلی جالب بود : نگاهی به فیلم «رخ دیوانه»

/ 1 نظر / 64 بازدید
آرش

سلام و خیلی ممنون. وبلاگ خوب شما هم لینک شد.