اشک نوشت

این عکس مربوط میشه به سال نود و سه . اون روزا حال داغونی داشتم . از هر فرصتی استفاده میکردم برای گریه . اون روز صبح هم داشتم کتاب "دو قرن سکوت" عبدالحسین زرین کوب رو میخوندم . که یهو اشکام سرازیر شدن . از هر چشم دو قطره اشک روی میز ریخت . بعد برام جالب اومد . ثبتش کردم . :)

/ 5 نظر / 159 بازدید
masterazar

الهی عزیزم چه منظم گریه کردی ، منم یک بار وقتی سالن مطاله دانشگاه بودم گریه کردم از خودم عکس گرفتم الان بعد از گذشت 2 سال که عکسمو میبنم به خودم میگم عهههه این چه وضعی بود من داشتم ! بعدشم پشیمونم که گریه کردم اون روز !!!!!!!!!

nava94

همزمان که داشتم گریه میکردم دست زدم به چشام.بعد همچین پدیده ای به وجود اومد:)) ... چرا پشیمون ؟ خب پیش میاد دیگه..زندگی همینه دیگه..گاهی شادی گاهی غم.

masterazar

ای جاااانم 😍 ،‌ کلا پدیده منظم و شیکیه . پشیمون واسه اینکه برای کسی گریه کردم که اشتباهی بود !!!

nava94

آخی عزیزم ..بعضیا اصلا لیاقتشو ندارن.لیاقت هیچیو ندارن.😔

live-me

من هر وقت کتاب میخونم. خودم رو جاب شخصیت های کتاب میذارم.