وقتی هالیوود روانشناسی مخاطب دست ش می آید !

دیدی وقتی یه غذای چرب و چیلی میخوری . بعد برای اینکه دلتو نزنه . پشت بندش یه لیموترش یا کلا یه چیز ترش میخوری . که حالتو بد نکنه !

فیلمای ایرانی هم همین جوریه . من پشت بند اینکه یه فیلم ایرانی می بینم . بر این عقیده بوده می باشم که باس بعدش یه فیلم هالیوودی ببینی ! تا حالت بیش از این بد نشه ! هالیوود روانشناسی مخاطب دست ش آمده و خوب می داند چه چیزهایی بسازد و تا لحظه ی آخر تو را درگیر فیلم بکند ! 

بعد از اینکه فیلم "یک شب" نیکی کریمی رو دیدم . نخواستم یه فیلم ایرانی دیگه ببینم . فیلم "تیمارستان استون هرست" رو گذاشتم . البت زبان اصلی و سانسور نشده ش رو می خواستم که نداشت . و چقدر خوب شد که دوبله شده ش رو گرفتم . همین هم غنیمته ! این فیلم بر اساس نوشته ای از ادگار آلن پو بود ! ادگار آلن پو ! اسم آلن پو برای بچه هایی که مثل من تو مدرسه ادبیات خوندند اسم آشناییه . من عاشق منظومه ی کلاغ ش بودم :

"... با خود گفتم : « ای تیره روز ، خدای تو با دست فرشتگان خویش برای تو آرامش روح فرستاده . داروی فراموشی فرستاده تا آن را بیاشامی و خاطره ی لنور از دست رفته را از یاد ببری ! » اما کلاغ باز فریاد زد : «هرگز» .

گفتم :« ای قاصد ، ای مظهر بدبختی ، خواه پرنده باشی و خواه شیطان ، خواه از جانب فریب دهنده ی بزرگ بدین جا روانه شده باشی و خواه طوفانی سهمگین تو را بدین کرانه ی دور افتاده ، بدین سرزمین خاموشی جادو شده ، بدین خانه ی آکنده از کابوس و وحشت افکنده باشد ، خواهش می کنم صمیمانه به من بگو : آیا مرهمی برای التیام زخم دل من وجود دارد ؟ » کلاغ گفت : «نه ، هرگز» ."

این فیلم فوق العاده بود . مخصوصا آخرش . چقدر هیجان انگیز تموم شد . یه پسر آشفته حال و روان پریش برای به دست آووردن یه زنی که تو تیمارستانه خودشو این همه به زحمت بندازه . واقعا حیرت انگیزه ! آدم دلش از این عشقا میخواد . خخخ ...

/ 1 نظر / 29 بازدید
m

[نیشخند]