در مورد سووشون سیمین دانشور !

دی شب خوانش سووشون تموم شد . و من محو قلم زیبای سیمین دانشور بودم این چند روز . سیمین هم مثل شوهرش جلال با کلمات جادو می کنه . و کتاب زیبایی رو خلق می کنه .

داستان کتاب در زمان جنگ جهانی دومه . همان زمان که قحطی بزرگ در ایران رخ داده . قطعا می دونید اون زمان که سربازای انگلیسی و اینا تو ایران بودن برای شکم سیر کردنشون می اومدن گندم و غلات و اینجور چیزا رو حالا یا می خریدن یا به زور می گرفتن (که خدا داند و بس) از ایرانیا ، و اینطور همه ی انبارای گندم و خوراکی ها خالی می شده و خود مردم ایران چیزی برای خوردن نداشتن و از گرسنگی می مردن . که تو این کتاب هم به این موضوع اشاره میکنه . که شوهر زری آدم شجاع و جوانمرد و با انصافی بوده . نمی اومده گندم و اینجور چیزا رو به انگلیسی ها بفروشه میگفته سهم رعیته !

واقعا برای من تعجب برانگیز بود که سیمین بر مسلک ندانم گرایی بوده . این چنین روحیه ی ضد استعمار و ضد غربی ای داشته باشه . شاید از جلال تاثیر پذیرفته یا اینکه نه واقعا همچین اعتقادی رو داشته . دیگه نمی دونم .

آهان رابطه ی زری و شوهرش خیلی برام جالب بود . یوسف (شوهر زری) از اون مرداست که هر زنی دوست داره شوهرش اونجوری باشه . می دونید زری که سه شکم زاییده . و بالاخره شکمش چروک افتاده و تغییر شکل داده . یوسف چه تعبیری برای شکمش داره ؟ شکمش رو مثل یه نقشه ی جغرافیایی می دیده . و به زری می گفته تو به خاطر من این همه درد رو تحمل کردی . 😍 یه مرد چقدر می تونه اینقدر فهیم باشه آخه . 😀

میگن سیمین شخصیت یوسف رو از شخصیت شوهرش جلال برگرفته .

/ 4 نظر / 363 بازدید
bahar1397

یادش بخیر این داستان ، یکروز بارانی بود که درسش را تو ادبیات خوندیم:)

nava94

@bahar1397 آره یکی از درسای ادبیات فارسی مون بود.

syahbaatr

تو که فاز خوندنت گرفته کلیدر بخون

nava94

@syahbaatr کلیدر که جزو کتابای احتکاری که نیست.فعلا باس اینا خونده بشن.