بیوتن و ... رعایتِ اصول ایمنی در انتخابِ عاروس !

من فهمیدم خانواده ی پسر وقتی که میخوان دختری رو انتخاب کنند به عنوان عروسشان .. به چه نکات ایمنی ای که توجه نمی کنند و به چه چیزهایی که در تو دقت نمی نمایند !!

زمستون دو سه سال پیش بود که "ح" (یکی از دوستای آبجی کوچیکه) برای انجام کارای دانشگاهیشون اومده بود خونمون ! .. یادمه روی کاناپه نشسته بودم و مچاله که نه ! .. یک پایم را روی پای دیگری انداخته بودم  و بیوتن رضا امیر خانی در دستانم : " ... مهم یک زندگی است که به باد می رود . ... مثل فرهاد که وسطِ بازیِ هر کی _ تک_ بیـ _ یا _ ره ی خسرو و شیرین تک آورد و رفت بیستون ...".

و وقتی که برای یه لحظه سرم رو بلند کردم دیدم "ح" که کنار بخاری ایستاده بود ؛ داره بهم نگاه می کنه و لبخند میزنه ! .. و از اونجا که اصولاً و کلاً تو تشخیص نگاه ها کمی گیج می زنم و همیشه فکر می کردم ، "ح" از من متنفره ! این نگاهش رو به حساب تمسخر گذاشتم ! .. :)

چند وقت بعدش آبجی کوچیکه اومد بهم گفت : "ح" گفته اگه "x" اجازه میده مامان و دو تا آبجی های دیگه ش هم بیان منو ببینند و .... !!

و استدلالش هم در انتخاب من این بود که :

1_ من و برادرش سطح تحصیلاتمون در یه حده و فاصله ی سنی مون هم خوبه !

2_ هم من آروم و کم حرفم و هم برادرش !

3_و از اونجایی که از نظرش من اهل کتاب و کتابخوانی ام ! .. حتما در تربیت بچه های برادر گرام هم موفق عمل خواهم کردم ! و ....

/ 1 نظر / 111 بازدید
ali

سلام این مطلبتون هم زیبا بود ، [گل]