قربونش بشم..

تو اتاقم دراز کشیدم.

می بینم فندقی خاله ایکسی..سرشو کج کرده و میگه : داااااا (منظورش همون دالی بود)!!

ای جااااان!قلب

منم در یک عملیات غافلگیرانه و انتحاری و یهویی گرفتمش و ماچ بارونش کردم!!!زبانماچ

/ 1 نظر / 3 بازدید
آترا

ما هم یک نی نی اینجورکی بانمک داریم..وخخختی مامانش حواسش نیست هی من دتدونش میگیرم..خخخخ..