من اسمشو میذارم : افسردگی بعد از وبلاگ نویسی ! :D

مریض وارانه این صفحه ی سفید رو باز می کنم تا چیزی بنویسم ! ... می نویسم . اما همین که موقع ارسال مطلب میرسه . پشیمون میشم و به پیش نویس ارسال و ذخیره ش می کنم ! میگم : خب ! که چه ! ارسال بشه که چی بشه ! اصلا چه اهمیتی داره . اصلا مگه چند نفر اینجا رو میخونند ! اصلا خونده بشه ، نشه . چه فرقی به حال من می کنه . مگه تا الان نوشتم چیزی شد !

اصلا برای چه بنویسم ؟ اصلا چرا من اینجام !؟

خیلی وقته که میخوام بیام اینجا به عنوان پست آخر بنویسم : " به پایان آمد این وبلاگ ! گزارش همچنان باقی است ! " :)

اما خُب .... 

/ 2 نظر / 30 بازدید
اکبر

سلام واقعا دلت میاد بری [گریه][گریه] بروی و ما را از قلم زیبایت محروم کنی هر چند همه یکروز میریم اما تا امید هست زندگی ادامه داره ممنون بابت تمام پستهای که میگذاری و تمام زیباییهایی که به تصویر میکشی یک دنیا سپاس