بی کتابی نوشت

بی کتابی رو دوست داشتم . با اینکه نثر سختی داشت اما خیلی به دل نشست . اینقدر قوی بود که تو دلم گفتم حق داشته برگزیده جایزه جلال آل احمد بشه . قسمتایی از کتاب زمان در رفت و برگشته . و این کتاب رو جالبتر کرده . توصیفاش فوق العاده بودن . خیلی هوشمندانه نوشته شده .نویسنده دو سال بابت نوشتن کتاب در حال تحقیق بوده .

داستان کتاب براساس یک واقعه ی تاریخیه . کتاب دزدی در دوران قاجار . لسان الدوله کتابدار کتابخانه ی سلطنتی قاجاره که برمیداشته کتابا رو میدزدیده و به قیمتی میفروخته . خب از اونجایی که مردمی هستیم که به کتاب اهمیت نمیدیم این کتابدار هم اینجوری بوده و کتابای تاریخی و باارزش رو میدزدیده و به خارجی ها میفروخته .

کتاب از زبان میرزا یعقوب که آنتیک خر و عتیقه فروشه روایت میشه . کلا کتاب جالب روایت شده . فقط همزمان باید فرهنگ لغت یا گوشیتون کنارتون باشه و تو گوگل لغات سخت رو سرچ کنید و معنیشو بفهمید .

اینجای کتاب خیلی هوشمندانه نوشته شده . وصف حال الان ما هم هست . دقیقا درد ما بی کتابی است :

《این وطن را می خواهم چه کار وقتی دست یک عده دزد و عمله ی جهال سفاک است؟ مگر از دست این ها میشود ایران را خلاصی داد؟ کی خلاصی دهد؟ یک مشت جهال دیگر بیایند جای یک مشت جهال دیگر را بگیرند ، بدتر از قبلی ها؟ کی دانشش را دارد که این مملکت را اداره کند؟ کو دانایی؟ کو عشق به کتاب ؟ کتابدار ما که دزد باشد ، قضیه معلوم است . این اجنبی ها که پیشرفت کردند ، بی خود نیست. چون کتاب دوست دارند.》

/ 0 نظر / 35 بازدید