تعریف دیوانه

 

آبجی کوچیکتره رفته جلوی کتابخونه وایساده ..و زل زده به کتابا.

منم فکر کردم سر عقل اومده و میخواد یکی از این کتابا رو برداره بخونه.

 برای اینکه پیاز داغش رو زیاد کنم.

و دعوتش کنم به کتاب و کتابخوانی.

بهش میگم: من همسن تو که بودم..کتابای علمی تخیلی ..

مخصوصا ژول ورن رو زیاد می گرفتم میخوندم.

اونم راشو کج میکنه ..و میگه: نوچچچچچچچ!

فقط دیوونه هان که کتاب میخونند!

/ 2 نظر / 6 بازدید
آقايي

سلام ولي عجب جوابي داده... البته بعيد هم نبود

کامبیز

خیلی جواب عاقلانه ای بهت داده از حق نگذریم